بر بالای یکی از قطورترین و بلند ترین شاخه های
درختی تناور لانه داشت.
پرنده مدتهای مدیدی بود که مانند پرندگان دیگر بر روی این
درخت بلند لانه کرده بود و روزگار می گذرانید.
فصل ها از پی هم می آمدند و سالها سپری می شدند .
دیگر آن چشم انداز و ارتفاع برایش جذاب نبود؛
خودش نمی خواست،اما روزگارداشت کم کم دل مردگی را
به او تحمیل می کرد. تا روزی که طوفانی تند وزیدن گرفت .
پرنده خود را سبک کرد و در لانه اش رها شد ؛
لانه به سوی پایین پرت شد ولی در بین راه روی
شاخه ی نازک تر درخت گیر کرد.
گرچه ازچشم انداز دیگر خبری نبود،
وبا نسیمی تکان می خورد
ولی با تمام این اوصاف پرنده خوشحال تر بنظرمی رسید ،
چون از آن دل زدگی که فقط
مردمک چشم او
قادر به دیدنش بود ،
رهایی یافته بود. ...

نوشته شده توسط (مجتبی . ص) در سه شنبه 1390/12/16 ساعت 2:54 بعد از ظهر موضوع داستانک هایم | لینک ثابت
وقتی آخرین دم دیگر بازدم نشد ،
قلبش از طپش افتاد ؛
ریسمان روح را از تن وا کردند.
روح مبهوت و خیره مانده بر پیکر بی جان ، راهی آسمان شد.
هاج و واج مانده بود که سرش به طاق ابر چسبید !
چه بلوایی بود درون ابر ... !
چه غوغایی بود دمی مانده به تولد باران ... !!

نوشته شده توسط (مجتبی . ص) در پنجشنبه 1390/08/19 ساعت 10:46 قبل از ظهر موضوع داستانک هایم | لینک ثابت
با عشق شروع شده بود ،
ولی بعد از سالها زندگی با عشقی یک طرفه ،
پیرمرد در واپسین دقایق زندگی چشم گشود و به همسر پیرش
گفت :
" تو یادت نیست ، من برای داشتن تو ،
دلی را به دریا زدم که از آب هم واهمه داشت !!! "

نوشته شده توسط (مجتبی . ص) در دوشنبه 1390/06/28 ساعت 5:57 بعد از ظهر موضوع داستانک هایم | لینک ثابت
درگوشه ای ازایوان چوبی ،
دست هایش راهمچون دستان عشاق برمیخی زنگار گرفته ازروزگاران دور
که دردل ستون چوبی نشسته بود،
گره کرده بود .
و هرازگاهی با تلنگر بادی ،
تکانی می خورد تا فراموش نکند دراین
سالها برای چه آنجا ایستاده است؛
شبهایی که ماه روی درهم می کشید و
یا پشت ابرهای تیره گرفتارمی شد، او سو سو می زد تا بیراهه برای
رهگذران راه جلوه نکند .
فانوس شیشه ای نداشت و در تمام این
سالها همبازیش باد بود .
هرگاه از گرمای عشق می سوخت،
باد خاموشش میکرد تا بازبرای تابیدن
نای و توانی داشته باشد.
روزی حباب شیشه ای آوردند و
آنرا دیوار بین شعله و باد ساختند
تا کمتر زحمت دوباره روشن کردنش را بکشند .
تا روزی که ....
باد سرد پاییزی از راه رسید و به عشق شعله ، حباب را درآغوش کشید ،
شعله مثل همیشه قد برافراشت
حباب بیچاره این همه شور و شوق را تاب نیآورد .... و
به جای آنها ،
ترکهایی بردل و جانش نقش بست ...

نوشته شده توسط (مجتبی . ص) در چهارشنبه 1390/05/19 ساعت 5:9 بعد از ظهر موضوع داستانک هایم | لینک ثابت
درباره وبلاگ

بخوانیم،بیندیشیم،برگزینیم و بکار بندیم.
نویسنده وبلاگ : مجتبی صمدیار
@@@@@@@@@@@@@@@@
رفته بودم که در آن منظره چشمی بچرآنم
نه که تا چشم مرا هست ، بر او خیره بمانم
چه گذشته است که من ، مرد سفرهای دو روزه
دیرگاهیست ، سفر کردن از او را نتوانم؟
بزن ای ناب ترین پنجه که در پهنه ی این دشت
دوست دارم همه از ، گوشه ی عشاق بخوانم
دره میداند و آن قله ی پنهان شده در مه
که من پیر ، چرا این همه امروز جوانم
دره ام پای گرفته است که دیگر بنشینم
قله ام دست گرفته است که خود را برسانم
می دوم همنفس رود و در آئینه ی صافش
پرسشی می کنم از خویش ، که خود پاسخ آنم
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
سحر(مهربون مثل...خدا)
خشونت دنیا....
سحرگاهی دیگر ..
دورهـــا آوایی ست که مــــرا می خـــواند
دنیای وارونه
نگاه خیس
شباویز
خدا از بس که پیداست
فاطیما
به سوی سیمرغ
به جستجوی حقیقت ...
صدای آسمان
مه گرفته
سایه تاریک نیلوفر
نغمه اشک مراگوش خدا میشنود
زیبایها
مهربان چون تو
یادداشت های سرزده
پنجره
ضریح مقدس
ساقی نامه
خوشبختی
بانوی جنگل
اگه یار تو باشم
خط فاصله
ستاره ی شبای ناپدید
وخدا همین نزدیکیهاست
عاشق آتیشه پاره
خدای من
بغض های نترکیده
موعد دیدار
باران آبی
هوای دیار
قطع و وصل ...
یار دلنواز
فراسوی چشم من
لطفاً چترا بسته ..!
درود بر ...
بی پروا
بی قلم
باغ آسمان چقدردیدنیست!
قرار شبانه
IINNEEHH
حرف های یک شاعر
تلنگر
تلنگر الکترونیکی
سپیده عشق
دخترهای کوچه پشتی
سایه روشن
بنام زیبای زیباآفرین ...
گوهرذاتی تو(سانیاس)
طوفان آرام
با فرشتگان
تقدیم به علامت سوالم ؟
نوشته های بیاد ماندنی
واژه های خاکستری
سوت و کور
دوست من سلام
قرآن ام پی تری
لیلة القدر
گل صد برگ
ستایشگر
لبخند تلخ
A window toward god
فریاد بی صدا
رها
تا انتهای بودن ...
دبستان مالک اشتر
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اسفند 1390
آبان 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
آبان 1389
خرداد 1389
اسفند 1388
آذر 1388
مهر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
طراح قالب
POWERED BY